فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٣٣٩ - واجب نفسى
زمان باقى مانده است، بنابراين چندين ماه به وقت واجب باقى است، وقت و زمان نيز امر غير مقدورى است. لذا در چنين مواردى مىگويند: وجوب فعليّت يافته ولى واجب معلّق است.
تفاوت بين واجب مشروط و معلّق
در واجب مشروط وجوب متوقف بر چيزى است. در حالى كه در واجب معلّق واجب متوقف بر چيزى است. در مثال حج اگر شخصى مستطيع شده باشد ولى ايام حج نرسيده باشد، در آن صورت واجب معلّق است، و اگر مستطيع نشده باشد، (چه ايام حج رسيده باشد يا خير؟) وجوب مشروط است.
٤٩٦. واجب مقيّد
به مبحث «واجب مشروط» رجوع شود.
٤٩٧. واجب منجّز [١]
واجب منجّز در مقابل واجب معلّق است و آن واجبى است كه وجودش متوقّف بر امر غير مقدورى نباشد. مثل وجوب نماز، زمانى كه وقت آن رسيده باشد.
٤٩٨. واجب موسّع
به مبحث «واجب مضيّق» رجوع شود.
٤٩٩. واجب موقّت
به مبحث «واجب مضيّق» رجوع شود.
٥٠٠. واجب نفسى [٢]
واجبى كه مصلحت وجوب در خودش بوده و تحقّق آن منوط به وجوب چيز ديگرى نباشد، «واجب نفسى» نام دارد. به ديگر سخن هرگاه مورد تكليف خودبهخود مطلوب و مورد نظر باشد واجب را نسبت به آن تكليف واجب نفسى گويند مثل وجوب نماز و روزه. واجب نفسى در مقابل واجب غيرى است.
[١] . كفاية الاصول، ج ١، ص ١٦٠؛ نهاية الاصول، ص ١٧٦؛ اصول الفقه، ج ١، ص ٨٨؛ تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٨١؛ اجود التقريرات، ص ١٣٦.
[٢] . كفاية الاصول، ج ١، ص ١٧٠؛ اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٦٢؛ فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٢٠؛ نهاية الاصول، ص ١٨٠.